رمزارز
رسانه بلاکچین، رمزارز و دارایی دیجیتال ایران

عبور از بیت‌کوین؛ راز توسعه اکوسیستم بلاکچین ایران

چرا نباید آینده اقتصاد و کسب‌وکارهای بلاکچینی را به یک پروژه گره زد

در سال‌های اخیر مفهوم دیفای گسترش قابل قبولی داشته، ولی هنوز در ابتدای راه است. بر خلاف رمزارزها که همراهی شدیدی را در رسانه‌ها به وجود آوردند، مصادیق «دیفای» هنوز موفق نشده‌اند همراهی عمومی را به دست آورند. برخی مصادیق مانند ان‌اف‌تی هم هنوز در ابتدای راه هستند، ولی ان‌اف‌تی جزء حوزه‌هایی است که بهتر از سایرین توانسته گروهی را که اهل فناوری نیستند، با خودش همراه کند.

این اتفاق خوبی است؛ اینکه آنهایی که خوره فناوری نیستند از مصادیق یک تحول فناورانه استفاده کنند. در سال‌های گذشته فناوری بلاکچین ادعاهای زیادی را داشته که بیشتر آنها در رمزارز خلاصه شده است، ولی رمزارز همه بلاکچین نیست. بلاکچین نوید دنیای بزرگ‌تری را به ما می‌دهد؛ دنیایی که در آن اعتماد از طریق بستری نوین ایجاد می‌شود و در آن لازم نیست به کسی اعتماد داشته باشیم. این ادعای بزرگ در عمل پاشنه‌آشیل‌هایی دارد که نمی‌توان نسبت به آنها بی‌تفاوت بود.

به‌عنوان نمونه ابزارهایی مانند بیت‌کوین قرار بوده یک سیستم پرداخت جهانی باشند؛ در حالی که امروز برخی از این ادعا عقب کشیده‌اند و بیت‌کوین را طلای دنیای دیجیتال می‌دانند. اینجاست که می‌گویم آینده این دنیا اتفاقاً بدون در نظر گرفتن چنین گزاره‌هایی درباره بیت‌کوین مسیر خود را تعریف خواهد کرد.

اگر تصور می‌کنیم خریدوفروش چند توکن نهایت چیزی است که باید انجام دهیم، اشتباه مطلق است. این جهانی است که مفاهیم جدیدی را با خود به همراه آورده و نباید از کنار این مفاهیم ساده عبور کنیم. به‌عنوان نمونه یکی از این مفاهیم توکنایز کردن دارایی‌ها و اقتصاد توکن است.

در هفته‌های گذشته سازمان بورس و وزارت اقتصاد از «سامانه توثیق الکترونیک» یا همان ستاره رونمایی کردند. همین که اقتصاد توکن این فکر را در سر مدیران دولتی انداخته باشد که می‌توان سهام در بورس را به وثیقه تبدیل کرد و با آن تسهیلات گرفت، اتفاق بزرگی است.

تبدیل دارایی‌ها به توکن از دنیای دیفای بیرون آمده است. شاید برخی تصور کنند که حتماً باید پای یک بلاکچین در میان باشد. آن کسانی که عینک خاصی به سر می‌زنند و تلاش می‌کنند همه‌چیز را از آن عینک ببینند، معمولاً نمی‌توانند نگاه کلان‌نگر داشته باشند. ما باید با نگاه کلان‌نگر و سیستمی به پدیده‌ها بنگریم. وقتی از انقلاب بلاکچین حرف می‌زنیم، به این معنا نیست که سر تا پای ما باید بر مبنای بلاکچین کار کند.

بلاکچین هم فناوری است، هم فلسفه؛ گاهی اوقات فناوری بلاکچین را باید به‌عنوان فلسفه‌ای پذیرفت که می‌خواهد نگاه ما را به دنیای اطراف متحول کند. بلاکچین می‌گوید مجبور نیستیم از ابزارهای قدیمی به همان روش‌های قدیمی استفاده کنیم. می‌توانیم به طریق دیگری مسائل را ببینیم. بلاکچین به ما یاد می‌دهد که اگر سال‌ها به شیوه خاصی تسهیلات گرفته‌ایم، امروز می‌توانیم به روش دیگری این کار را انجام دهیم. بلاکچین به ما آموزش می‌دهد که سهام در بورس می‌تواند در یک جا منجمد نماند و برای ما وثیقه‌ای باشد جهت دریافت تسهیلات.

حالا این فعالان اقتصاد توکن هستند که باید از خودشان بپرسند نقش‌شان در این میان چیست؟ اکوسیستم اقتصاد نوآوری در حال توسعه و رشد است. بخش سنتی فرصت‌های این فضا را درک کرده و به شکل‌های مختلف سعی می‌کنند وارد این فضا شوند. به‌عنوان نمونه یکی از پلتفرم‌هایی که اخیراً در زمینه ان‌اف‌تی راه‌اندازی شده، سرمایه‌گذارانی از دنیای صنعت سنتی دارد. کسانی که تصور می‌کردیم با فناوری بیگانه هستند، فرصت‌های موجود در این فضا را درک کرده‌‌اند. فعالان این فضا هم باید بتوانند همکاری و تعامل اثربخشی با فعالان بخش‌های سنتی‌تر داشته باشند. منتها در این میان مهم‌ترین موضوع تدوین الزامات است.

آنچه امروز باید مسئله روی میز همه فعالان بلاکچین و رمزارز ایران باشد، تدوین الزامات است. اگر در ابعاد حقوقی و قانونی این حوزه تدقیق نشود، هرچه جلوتر برویم کار سخت‌تر خواهد شد. هر کسی، هر جایی توانی دارد، باید کمک کند که الزامات این حوزه تدوین شود تا هم منافع حاکمیت تأمین شود، هم منافع مردم و هم کسب‌وکارها.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.